ღ کومه تنهایی من ღ
خدایا ...!من فقط تورا دارم ... پس مراقب خودت باش... 
نويسندگان

سلام 

خب میام اینجا اعصابم به کلی خورد میشه بابت نوشته هایی که از دست رفته و خیلی دوسشون داشتم ! 

و قالبم .... حتی احساس میکنم لینک هم عوض شده !!!!

به جای کومه ... اِم میزنه اون بالا ... 

بگذریم !☺

خب این روزا حال و هوای خاصی داره ... 

و بعدن از حالش خواهم گفت 😎... بنا به دلایلی ! 

خب چن روز پیش رفتم یه کتاب فروشی باحال... باحال که میگم ینی واقعن از هر قسمتش عشق کردم واقعن و به این فکر افتادم که چقدر من کتاب رو دوس میدارم ! ... اصن از بچگی تو نمایشگاه کتاب هم عشق میکردم وقتی قدم میزدم بین قفسه های کتاب ... یه شوق مخصوصی داره برام ..‌

خلاصش همینجوری که داستم میگشتم تا چیزی نظرمو جلب کنه چشمم افتاد به قفسه رنگ آمیزی بزرگ سالان ! 

یه لحظه میخکوب شدم و یاده اون روزی افتادم که یکی بهم اینو پیشنهاد کرد واسه کم کردن استرس و فکر ... ولی خب ! 

این غریزی بود از بچگی در من که از هنر هیچی سَرَم نمیشه ! 

اینکه میگم سرم نمیشه واقعن نمیشه ها ! شوخی و اغراق نیس ! جز موسیقی و البته خطاطی ... که یه سری حسِ خوب رو در من زنده میکنه ... 

ینی چن سال پیش با دوستم یه نمایشگاهه نقاشی رفتیم و من واقعن کلافه شده بودم چون نمیتونستم مثه بقیه برا تابلو ها ذوق کنم و بفهممش ! 

خیلی خودمو سرزنش کردم اون روز ... که چرا من هیپ عکس العملی برای مثلن یه فرشِ فلان ‌.‌.. یا یه تابلوی فلان ... یا مثلن یه رنگ آمیزی حرفه ای ...چرا من نمیفهمم ؟ 

من بچه ام که بودم هیچ نقاشی نمیتونستم بکشم ... و از زوره امتحان هنر فقط یه خونه کج و ماوج بدون هیچ لذتی میکشیدم ... و همه نقاشی های اون دوران  افتضاح و غیر قابل تصوره ... از اینکه در ناتوانی خودم در یک معقوله ای که بین دخترا رایجه حرف میزنم واقعن اعتراف بدیه برای من ! 

نه اینکه ذوق نداشته باشم اصلن .‌... نمیفهممش که براش ذوق کنم ! 

در یک برهه زمانی ینی راهنمایی 😂از تخته شاسی خیلی خوشم میومد 

😂😂و به خاطر اون نقاشی میکشیدم ... یا مثلن معلممون مجبورمون میکردکاغذای اشتنباخ یا فابیانو با مداد های مخصوص طراحی بخریم و یک کتاب فوق العاده حرفه ای در زمینه هنر دستمون میداد و مثه حرفه ای ها آموزشمون میداد خیلب خوشم میومد ... البته به عشقِ اون معلم ...

و دفعه اول که تو کلاسمون معلممون مجبورمون کرد در عرض نیم ساعت یه خونه و منظره خیلی سخت رو بکشیم من تمامه سعیِ خودم در زمینه نقاشی اون روز انجام دادم و عمرن فکر نمیکردم که معلمم منو به عنوان بهترین طراحی انتخاب کنه وقتی گفت تخته رو بگیر بالا بقیه ببینن یهو قرمز شدم !! گفتم نکنه میخواد مسخرم کنه ... و وقتی ازم تعریف کرد مثه احمقا به صورت تپل و سفیدش زل زده بودم و دنبالِ یه نشونه ای از تمسخر میگشتم ... دوباره نگاش کردم ... دوباره ... دوباره ... بعدش صد بار نقاشی اون روز رو نگا کردم و دیدم هیچ نشونه ی زیبایی درش نمیبینم ... چن تا دیگه از اون کتاب طراحی کردم و به در و دیوار اتاقم چسبوندم ... مثه طرح یه ویولون که خیلب دوسش داشتم ... یا طرحه یک کفش کهنه که عالی شده بود ... بعد از اونا دیگه چیزی یادم نمیاد کشیده باشم یا تو زون کن پیش دبستانیم نقاشی ها فوق العاده افتضاح !! کاملن بی ذوق ....

خلاصه ... چی داشتم میگفتم اصن ؟ 😂😂

آهان کتاب رنگ آمیزی رو دیدم از انواع مختلف ... بیشترشون طراحی ریزی داشت و بیشتر از همه اعصابم رو خورد میکرد ! .. یدونه هری پاتر رو خریدم ... و یهو فهمیدم من اصن مداد رنگی ندارم ... مداد رنگی رو هنوز نخریدم ... چون چن تا از دوران طفولیتم پیدا کردم ‌‌... ولی اگه دیدم دلم میکشه به این موضوع تهییه میکنم ... 

این کتابا ... برای خلوت ... کم کردن استرس .. خالی کردن ذهن از دغدغه ...

یه جورایی باید به آرامش و خونسردی و تمرکز کمک کنه ...حالا من فقط یه صفحه شو تموم کردم ... حالا عکسشو اگه حوصلم کشید میزارم ..

بی حوصلگی انقد از کجا اومد ؟ 

این آنگ رو خیلی دوس میدارم از نوجوونی ... 

بیشتر ریتمشو ... 

اسم آهنگشsomeone like you ... 

دوس داشتین دانلود کنین 🤗

بد نیس ...

مراقب افکارتون باشید 💎

[ ۱۳٩٦/٥/۳۱ ] [ ۸:۱٩ ‎ق.ظ ] [ mozhde ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به توکل نام اعظــــمت... ای خدا ...
صفحات اختصاصی
امکانات وب
RSS Feed

قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ

دریافت کد قفل کلیک راست چت روم